محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
934
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر حرب سعيد الحرشى با خزريان و اين سعيد بن عمرو به شهر منبج نشستى . هشام نامه نوشت به دو و او را بخواند و گفت : بدان كه جرّاح را با مسلمانان به آذربايگان كارى بزرگ افتاد ، بايد كه رفتن را بسازى و سپاه مسلمانان را هر چند خواهى با خويشتن ببرى و كينهء جرّاح بكشى . و هشام لوا بست سعيد را به دست خويش ، و سى هزار مرد را بگزيد از مبارزان سپاه و همه را روزى بداد و گسيل كردشان ، و سعيد را صد هزار درم فرستاد . او برفت و روى به آذربايگان نهاد ، و چون به شهر ارزن برسيدند ، گروهى از ياران جرّاح پيش او آمدند كوفته و خسته ، و آنچه به جرّاح و مسلمانان رسيده بود او را بگفتند . سعيد بگريست و ايشان را سلاح و خواسته داد و با خويشتن ببرد و از شهر ارزن برداشت و به در اخلاط رفت و اندر آنجا گروهى كافران بودند . روزى چند آنجا درنگ كرد تا بگشاد و كافران را بكشت ، و غنيمت بسيار يافت و بر ياران قسمت كرد . پس از اخلاط برداشت و قلعه ها يك يك همىگشاد كه پيش همى آمد تا به بردعه رسيد . و مسلمانان كه در بردعه بودند شاد شدند . پس سعيد خطبه كرد و خداى را حمد و ثنا گفت و آنگاه گفت : يا معشر المسلمين ، با يك ديگر